وب سایت شخصی امیرحسین مالک نوشته ها و مقالات امیرحسین مالک

هموطن ( تالار پذیرایی )

ماجرای تالار پذیرایی

یکی از دوستان برای مراسم سالگرد ازدواج خودش تصمیم گرفته بود که روز یکم فروردین نود و هفت خانواده خودش و خانواده همسرش رو برای صرف شام و کیک سالگرد ازدواج در یک رستوران دور هم جمع کنه. 

دقیقا به گفته خودش: برای رزرو و گرفتن وقت ده روز قبل از مراسم وارد رستوران که شدیم. دیدم هم میز و صندلی هست و هم تخت . طبق عادت بدی که بین مردم رواج پیدا کرده قلیان هم داشتند. مدیر مجموعه یک آقای بسیار مودب و متین جلو آمد و دعوت کرد تا بشینیم و منوی رستوران رو آورد.

غذا ها رو انتخاب کردیم. به ایشون گفتم جناب من میخوام بدونم اینجا جوان های مجرد و لات و ارازل هم میان یا خیر؟ 

ایشون با جدیت گفت خیر به هیچ عنوان ما راه نمیدیم این افراد رو و شما خیالتون راحت باشه. قرار شد انتهای سالن چهار عدد میز رو بهم بچسبانند و گل آرایی و بادکنک آرایی کنند. 

برای همین سرویس هم مبلغ دویست و پنجاه تومن اضافه تر گرفتند. 

ایشون بعد از کلی تعریف از سرویس دهی و غذاهاشون گفتند که روز یکم فروردین ساعت نه شب که شما تشریف میارید ما برای رستوران موسیقی زنده هم داریم.

ما که خوشحال شده بودیم که عجب جای خوبی پیدا کردیم و خیلی عالی شده، مبلغ دویست تومن به عنوان بیعانه تقدیم کردیم.

با خیال راحت رفتیم دنبال کارمون . 

روز یکم فروردین رسید . ساعت نه شب 

خانواده ها زودتر از ما رسیده بودند حدود ده دقیقه. 

وارد سالن که شدم، دیدم پدر خانم من سر پا ایستاده و جا برای نشستم نیست. 

تعدادی دور یک میز چهار نفره، تعدادی روی دوتا تخت و بقیه سر پا.

صحنه را که دیدم حسابی جا خوردم. میزهای آخر سالن که رزرو ما بود، پر از میهمان بود و مشغول صرف شام بودند. 

رفتم پیش مدیریت منتها اون آقا که اول باهاش روبرو شدیم نبود. 

طرف به من گفت جای شما که خیلی عالیه. 

من عصبانی و عصبانی تر شدم. خلاصه کنم که فهمیدیم نه تنها گل آرایی و بادکنک آرایی نکردند بلکه میز ما رو به یک مشتری دیگه هم اجاره دادند. 

جا برای سوزن انداختن نبود. 

طرف دیگه سالن چند تا آقا و خانم با لباس های فوق العاده ناجور و رفتار های زننده مشغول هم خوانی و رقص با موسیقی زنده بودند. 

اگر یک جرقه در محیط زده میشد قطعا انفجار رخ میداد از حجم الکل موجود در هوا.

همه یک قلیان عربی پایه بلند به دست داشتند و همه فضا دود گرفته بود. 

فضای سالن زیاد بزرگ نبود و صدای موسیقی به قدری بلند بود که پرده گوش ما میلرزید .

پدر خانم من به شدت از چنین فضا ها بدش میاد و آبروم به کلی رفت.

بالاخره با کلی اعتراض و عصبانیت و تهدید که من مبلغی پرداخت نمیکنم بابت امشب میزها خالی شد. خانواده مستقر شدند. شام را آوردند. 

شام هم اونی نبود که ما خواسته بودیم. 

به جای کباب و گوشت نود درصد از جوجه استفاده کرده بودند. 

خلاصه که اون شب به جای اینکه خوش بگذره زهر مار شد برامون. 

در آخر موقع حساب کردن طرف خودشو زد به نفهمی و فراموشی و اگر من نمیگفتم میخواست هزینه بادکنک و گل آرایی هم از من بگیره. 

موقع حساب و کتاب اول دویست و پنجاه تومن گفتند ولی موقع کم کردن صد تومن کسر کرد. 

شاید این نوع جریانات برای خیلیا اتفاق افتاده باشه. 

من اصلا کاری به دین و اعتقاد ندارم ولی ناسلامتی ما مسلمانیم

شیعه. دروغ، کمفروشی و در آخر دزدی…

حالا جدا از جنبه مذهبی این جریان از نظر انسانی هم بسیار زشته. 

بخدا اون کشور هایی که کافر خطابشون میکنیم اینجوری جیب همدیگه رو نمیزنن. بخدا درست نیست. چرا باید عادت کنیم به پول مشکل دار. پولی که درست به دست نیومده. اگر دین نداری اگر خدا و پیغمبر خدا حالیت نیست لااقل انسان باش. 

همین….

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 4
دوست نداشتم: 0
میانگین امتیازات: 4

5 دیدگاه در “هموطن ( تالار پذیرایی )

تالاریای دیوس فقط گوش میبرن
همه شون دزدن
نامردای خدا نشناس

دوست عزیز همه مثل هم نیستن و مسلمه که خیلیا هستن که هنوز انسانیت و انصاف و وجدان دارند

درسته ولی اونا گیر ما نمیوفتن
هرکی به ما میخوره بیشرف از آب درمیاد

اسم تالارشو میگی لطفا؟
و آدرسش و
واسه اینکه ما هم میخوایم تالار بگیریم یک وقت اونجا نریم

متاسفانه اسمش و نمیتونم بگم چون میتونن برن شکایت کنن و قانون حق رو به اونها میده به دلیل بردن آبرو و از این حرفها و من نمیتونم اثبات کنم که اونها چه کاری کردند ، اگر هم ثابت کنم بهم میگن نباید اینترنت اسمشونو مینوشتی باید میرفتی شکایت میکردی
فقط میتونم بگم محدوده خیابان رجایی ( نازی آباد )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 3 =