وب سایت شخصی امیرحسین مالک نوشته ها و مقالات امیرحسین مالک

هموطن ( ماجرای گلفروشی )

ماجرای گلفروشی

داستان برمیگرده به روز مادر همین امسال یعنی سال نود و شش که الان در آخرین روزای این سال هستیم. 

به روایت شخصی که برای من تعریف کرد. ایشون تازه داماد هستن و سال اولی هست که ازدواج کردن و به مناسبت روز مادر، جدای از کادو روز مادر، میخواهند یک دسته گل معمولی هم در کنار کادو برای مادر زن خودشون تهیه کنند. 

میگفت اونشب نتونستم زودتر کارمو تعطیل کنم و بیام خونه چون خیلی سرم شلوغ بود . وقتی رسیدم به محل خودمون ساعت تقریبا نزدیک نه شب بود. برای همین هم مغازه های گل فروشی اکثرا تعطیل کرده بودند و یا خیلی شلوغ بودند. گفت چندتا گل فروشی که میشناختم سر زدم ولی همه شلوغ بودن. 

تا اینکه به یکی رسیدم که فقط سه نفر جلوم بود و تصمیم گرفتم همونجا بمونم تا نوبتم بشه.

همه مشتری ها برای روز مادر داشتند گل میخریدند و گل فروش محترم هم در حال پیچیدن و تزئین کردن دسته گل ها بود. خوش خیال بودم که چشمم دنبال گل رز بود . 

فهمیدم گل های رز تموم شده و از اونجایی که میدونستم اگر از این مغازه خارج بشم قطعا دیگه گل پیدا نمیکنم و تو این ترافیک واقعا دیرم میشه.

خلاصه یکم لای گل ها گشتم و چند تا گل میخک پیدا کردم و گفتم آقا بی زحمت اینارو برای من درست کنید که خیلی دیر شده.

گل فروش محترم هم مثل اکثر فروشندگان بی ادب و بی اعصاب، نه جواب سلام و داده بود و هم در حالی که اخم داشت ساکت بود و به کارش ادامه داد.

دسته گل حاضر شد . یک دسته گل بسیار معمولی. پرسیدم چقدر تقدیم کنم قربان.!؟

ایشون پاسخ دادن قابل نداره، هشتاد و پنج تومن.

اون لحظه فکر کردم اشتباه شنیدم . دوباره پرسیدم و فهمیدم درسته بله هشتاد و پنج تومن. 

چون هنوز حقوق نگرفته بودم و دستم خالی بود خیلی برام سنگین بود این رقم.

از طرفی بخدا هر کسی اون گل و ببینه باورش نمیشه اینقدر پولشو داده باشم. گفتم دوست عزیز این دسته گل به نظرتون خیلی گرون نیست؟ گفت بالاخره شب عید صنف ما هم همین روز مادره دیگه.

گفتم عزیزم چون به قول خودت شب عیدتون همین روز مادره باید تلافی کل بازار خرابی سال و تو همین یک شب سر مردمی که چاره ای ندارن و نمیتونن دست خالی برن خونه دربیاری؟

گفت ناراحتی نبر.

 همین و میدم به نفر پشت سرت.

منم چاره ای نداشتم و کارتمو دادم و ایشون زحمت کشیدن و هشتاد و پنج تومن زدن . 

از وقتی که این ماجرا رو شنیدم واقعا بیش از پیش متاسفم شدم برای بعضی از مردم کشورم. 

واقعا چرا باید مردم ما به خودشون خیانت کنن؟؟

همیشه گفتم بازهم میگم ، وقتی ما به خودمون رحم نکنیم هیچکس به ما رحم نمیکنه. 

شک نکنید.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 2
دوست نداشتم: 0
میانگین امتیازات: 2

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − 6 =